X
تبلیغات
زولا

افق بهبود

میخواهم بهتر و بهتر شوم.آهسته اما پیوسته

ترس از بیمارستان ٣

بهتون گفتم به خاطر کم شدن حرکت جنین یه با رفتم بیمارستان و کلا  پشیمون شدم که بیمارستان زایمان کنم حتی!(باور کنید در این حد)،و چند هفته بعد با دو دلی به خاطر یک سری علائم کوچیک ،داشتم خودخوری میکردم که برم بیمارستان یا نه،نهایتا دل به دریا زدم و رفتم ،بعدش همه چیز مثل برق و باد گذشت مثل یک کابوس هنوز جلوی چشمم هست ،سزارین اورژانسی و گفتم واقعا اگر به خاطر ترس نمیومدم چه بلایی سر فندق میومد؟

برچسب‌ها: مادرانه
تاریخ ارسال: جمعه 31 فروردین 1397 ساعت 13:02 | نویسنده: افق | چاپ مطلب
نظرات (2)
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 17:08
Baran
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خدارو شکر،الهی شکر
قدم فندقی مبارک عزیز دلم
خدارو شکراوکی هست،الهی شکر
آخ خداااا آخ،...

مراقب خودتون و فندقی تون باشن عزیزدلم
پاسخ:

ممنون
جمعه 31 فروردین 1397 13:08
Baran
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مامان افق؟سزارین اورژانسی یعنی فندق مون بدنیا آمد
مامان افق؟قلبم داره میاد تو دهنمالهی من برای صبروطاقت مادرانگی تون بمیرم
پاسخ:
عزیزمی شما
فندق کوچولو برای خودش خورده بود و خوابیده بود و قبل از به دنیا اومدن پی پی کرده بود به خاطر همین سزارین شدم
تو بیمارستان هم از سرش سونو گرفتن و دو تا دکتر اطفال دیدنش گفتن اوکی هست
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد