X
تبلیغات
رایتل

افق بهبود

میخواهم بهتر و بهتر شوم.آهسته اما پیوسته

دید:تا نوک دماغ١

بعضی ادما هستن که فقط تا نوک دماغشان را میبینند،و میخوام شما رو با این اشخاص محترم اشنا کنم؛شخص شخیص خودم. 

 میروم  کارخانه ،در قالب کار رایگان خودخواسته و پرداخت حق بیمه از طرف خودم.چشممان از آن وزارت کار و کاریابی هایش که آب نمیخورد،همین روزهایی که احتمالا توانایی کار را هم داریم از دست میدهیم.کار و بار مرا با یک شکم قلمبه و همه ی ان کارهای بلند بالای کرده و نکرده در خط تولید و ازمایشگاه شیمی  و کارگران محترم و آن محیط بسیار ارام کارخانه !!! تصور کنید.بعضی روزها از خودم میپرسم این چه غلطی بود من کردم؟ تا کجای زندگی ام را دیدم که گفتم باشه من میرم ،جهنم طرح مسخره ی در هزار و یک پیچ و خم مانده ی کارورزی،خودم پول بیمه ام را میدهم فقط از این روزهای بیخود و بیهوده نجات پیدا کنم.حس میکنم به مرز دیوانگی رسیده ام،داشتم فکر میکردم که کم کم خودم یک سری به این واحد بهداشت روان این مرکز بهداشت سر بزنم،آدمای دیوونه که شاخ و دم ندارن،یه دفعه که دیوونه نشدن.حال فندق از داشتن چنین مادری چطور است؟کماکان در اقیانوس دور و برش شادی کنان میرقصد

برچسب‌ها: بیکاری، کار
تاریخ ارسال: جمعه 19 آبان 1396 ساعت 22:19 | نویسنده: افق | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد