X
تبلیغات
رایتل

افق بهبود

میخواهم بهتر و بهتر شوم.آهسته اما پیوسته

فراتر از ابن سینا

نگار اومده براش ریاضی توضیح بدم.مشکل او و اکثر کسانی که باهاشون ریاضی کار میکنم و فک میکنن ریاضی (یا هر درس دیگری )غول علامت سوال هاست، یکی ست و آن هم این است که:   خود را حداقل ٤١برابر باهوشتر از ابن اسینا تصور میکنند.ابن سینا گفته بود کتابی رو چهل بار خوندم تا فهمیدم و این عزیزان دل (که شامل شخص شخیص خودم هم میباشد) فکر میکنند که إ چرا همین که خوندمش  حل نشد؟چرا من نمیفهمم؟(این یکی دیگه آخر کلاس گذشتن هست:)من اصلا درسای حفظی م خوب نیست وای مامان اینا!!! یکی نیست بگوید آخر تو اگر هم در حد ابن سینا بودی،تا چهل بار خواندن و نفهمیدن خللی در حدود هوشت وارد نمیکند.دو بار و سه بار و ده بار که جای خود دارد.
 اعتراف میکنم که در کل دوره ی تحصیلم چه مدرسه چه دانشگاه چه در ریاضی چه در بقیه دروس ،خودم همینطور بودم.اصلا احساس نمیکردم که چند بار تلاش بیشتر چقدر مفید و ضروری ست.انگار همه چیز قرار است با قدم اول  حل شود و اگر هم نشد،من همینی هستم که هست و مثلا درسای حفظیم اصلا خوب نیست!
افسوس که الان به عمق فاجعه پی میبرم الان که دوران تحصیلم گذشته و چه فرصتها را که از دست نداده ام و چه تصور احمقانه ای ملکه ی ذهنم شده و رفتارم را کنترل کرده است: توهمِ "خود ابن سینا پنداری" هم نه بلکه توهمِ "خود چهل برابرِ ابن سینا پنداری"
به نظرم علاوه بر حیطه ی یادگیری ،در حیطه ی رفتاری هم همینطور توهم زده شده ام.مثلا با سه روز تکرار توقع دارم رفتار تازه برایم نهادینه شود.اگر نشد هم نشد.سه تا چهل خیلی فاصله دارد، خیلی.اما قراره این فاصله رو بردارم.قراره قدم رو (نه با تاخت و تاز)و آهسته تا چهل تا قدم برم (حداقل چهل تا)

تاریخ ارسال: دوشنبه 1 خرداد 1396 ساعت 18:02 | نویسنده: افق | چاپ مطلب
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.